تبليغاتX
شمعدانی - سنگ ملامت

شمعدانی

از کوچه باغ عشق اگر می کنی گذر ، یک دامن از شکوفه بیاور برای ما ...

HOMEPAGE

E-MAIL

تقدیم به دوست خوبم نازنين جون 

 

 

 

سنگ ملامت

 

ني را به لب نهادي ،‌ ني بود ني شكر شد

دف را به كف گرفتي ،‌اندوه در به در شد

تو چشم را سرودي ،‌ او حسن را بيان كرد

سرمه تقربي يافت ،‌ آيينه معتبر شد

ارث من از بهشت است ،‌ سيبي كه نارس افتاد

سنگ ملامتت را پيشاني ام سپر شد

از نان و نور و باران ، نام تو را شنيدم

تا مادرم زمين بود ، تا آسمان پدر شد

از زير پلك خورشيد ، يك قطره ماه باريد

شب روي چشم ماليد ، آن ماه ر ا سحر شد

 

«مهناز سپهري »

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 10:52 توسط باران |